محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
680
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
اعمال قبلى را ناچيز دانست و فهميد كه هنوز به نتيجهء مورد نظرش نرسيده است . « بنابراين ؛ هدف از تلاش و كوشش كم كردن زحمت است . » و بزرگترين مشخصّهاى كه از تلاش و كوششمان عايد مىشود ، آن است كه ما اندكاندك خود را از رنج تلاش جدا و مستقل كرديم ، و اين درعينحال ما را مأنوستر با عملى مىگرداند كه تمرين و ممارست داشتهايم . ترديدى نيست كه اين نتيجه عادتى نيست كه ما آن را در شكل استاتيكى خالى از هرگونه قصد و هدفى تصوّر كرده باشيم ، بلكه از آن جهت كه يك منبع ديناميكى است كه با تطبيق رشد مىكند و با تعديل موضوع خود خويشتن را تعديل مىنمايد ، و همان است كه در بيشترين تنوّع شرايط و ناگهانى بودن آنها سيطره بر موضعگيرى را بر ما ارزانى مىدارد . بايستى مبارزه و درگيرى عميق و اصيل باشد و به طبيعت خاصّى تحوّل يابد تا همچون فطرت ثانوى گردد ، و تنها بدين وسيله براى شخص اين امكان وجود دارد ، تا از اخلاق تحقّق يافته و موجود سخن بگويد ، نه از اخلاق مطلوب . بايد خاطرنشان كنيم كه اين دو مرحلهء از درگيرى و پيروزى و يا بهطور كلّى اين دو مرحلهء از نسبت و ارتباط خارجى و پيشرفت تصادفى در زبان عربى با دو شكل مختلف و با دو تعبير نيكو به كار رفتهاند ، علىرغم اينكه هر دو از يك ريشهاند : خلق ، و تخلّق ؛ واژهء « خلق يا اخلاقيّت » به معناى صحيح ، همان قدرت فطرى و يا اكتسابى است كه رفتارهاى عملى و ذاتى از آنها نشأت مىگيرند ، و به عبارت ديگر : خلق ، همان شكل ثابت وجود باطنى ما در برابر خلقت ، يعنى شكل ظاهرى است كه خداوند به همهء مخلوقاتش عنايت كرده است . و ديرزمانى است كه ما بر اين ثباتى كه به لطف او تمام اعمال در يك لحظهء خوش و پيشرو انجام مىگيرد ، دست نيافتهايم ، زيراكه ما همواره در حالت تخلّق ، يعنى حالت آزمون و گفتوگو هستيم ، به خاطر اينكه از اين راه يا از آن راه برويم .
--> - همواره شكّ و ترديد داشت و هميشه مىگفت : « آرامش دل به غير خدا مجازاتى است كه خدا در دنيا بندهاش را مبتلا كرده است . » نقل كردهاند كه وى دههء آخر ماه رمضان اعتكاف كرده بود ، ديد مردم مشغول عبادتند ، قاريان قرآن مىخوانند ، اعتكاف را قطع كرد و از مسجد بيرون شد ، پرسيدند چرا اين كار را كردى ؟ گفت : « ديدم آنها طاعت خودشان را بزرگ مىشمارند و به عبادتشان اعتماد دارند ، نتوانستم تحمّل كنم ، لذا بيرون شدم كه مبادا بلا بر آنها نازل شود ! » - ( مترجم عربى ) .